[ad_1]

در آن روز ، 10 سال پیش ، یک فروشنده میوه و سبزی تونسی اندکی پس از توقیف مجوز وی توسط مقامات محلی در مقابل ساختمان شهرداری ایستاد ، وی را با بنزین غوطه ور و به آتش کشید.

این اقدام مهلک خودسوزی توسط فروشنده ناامید محمد بوعزیزی موجب شورش در تونس شد که منجر به سقوط زین عابدین بن علی خودکامه طولانی مدت وی شد و در سراسر منطقه طغیان کرد که منجر به سقوط رئیس جمهور و دیکتاتورهای مادام العمر با 100 ترکیب شد. + سالها حکومت و جنگهای داخلی در لیبی و سوریه.

امروزه مناطقی که بیشتر تحت تأثیر قیامها قرار گرفته اند – شام و آفریقای شمالی – هنوز در حال سوختن هستند و شرایط اصلی اعتراضات گسترده – بیکاری بالا ، فساد دولتی ، سوage مدیریت و عدم آزادی – افزایش یافته است.

اگر طی دهه گذشته در بیشتر مناطق یک موضوع ثابت وجود داشته باشد ، آن سرخوردگی ، عدم کفایت اقتصادی و سو mis مدیریت جوانان است. با این وجود ، موضوعی دیگر در دهه اخیر بی سر و صدا ظاهر شده است ، و پیامدهای بالقوه قابل توجهی برای اقتصاد منطقه دارد: ظهور چین به عنوان یک بازیگر اصلی در اقتصاد منطقه ای.

به طور کلی ، تجارت چین با جهان عرب به رقم عظیم 245 میلیارد دلار نزدیک می شود که از سال 2004 حدود 700٪ افزایش داشته است.

از الجزایر تا ابوظبی ، از رباط تا ریاض ، چین به یک شریک تجاری برتر ، منبع اصلی سرمایه گذاری یا هر دو تبدیل شده است. به طور کلی ، تجارت چین با جهان عرب به رقم عظیم 245 میلیارد دلار نزدیک می شود که از سال 2004 حدود 700٪ افزایش داشته است.

طی دهه گذشته ، انرژی چین به بالای لیست مقصد صادراتی صعود کرده است. در سال 2019 ، عربستان سعودی 47.6 میلیارد دلار کالا به چین صادر کرد که عمدتا نفت خام بود. در مقابل ، صادرات عربستان به ایالات متحده 13.3 میلیارد دلار بوده است. برای عربستان سعودی ، عراق ، عمان و کویت – همه متحدان ایالات متحده – چین مقصد شماره یک صادرات است.

درآمد نفتی که به کشورهای عربی خلیج فارس سرازیر می شود از بودجه های ملی آنها پشتیبانی می کند و اقتصاد آنها را خرد می کند ، اما از طریق حواله ها نیز تأثیر بیشتری بر منطقه و بازارهای نوظهور گسترده دارد. به این ترتیب ، خرید مثلاً نفت خام سعودی یا قطر از چین نه تنها نتایج نهایی آنها را تقویت می کند ، بلکه به کارگران عرب و آسیایی که نقش اساسی در بخشهای کار ، خدمات و شغل و همچنین پولی خود دارند ، کمک می کند. ترجمه هایی که به خانه می فرستند.

جوانان عرب به هر فرصتی شغلی که پیدا کنند نیاز دارند. در آستانه قیام های عربی ، تقریباً 30٪ از جوانان با بیکاری روبرو هستند. این تعداد فقط یک دهه بعد افزایش یافت. برای دهمین سال متوالی ، آنها در یک نظرسنجی بزرگ و بسیار مورد توجه از جوانان عرب ، آنها بیکاری را یکی از نگرانی های اصلی دانستند.

همزمان با ورود 300 میلیون جوان عرب به نیروی کار طی 20 سال آینده ، این منطقه با بحران شغلی روبرو است که فشارهای جدیدی را به خطوط شراب منطقه اضافه خواهد کرد.

همزمان با ورود 300 میلیون جوان عرب به نیروی کار طی 20 سال آینده ، این منطقه با بحران شغلی روبرو است که فشارهای جدیدی را به بسیاری از خطوط شکاف منطقه اضافه خواهد کرد. طبق گزارش بانک جهانی ، انتظار می رود اقتصاد خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) در سال 2020 5.2٪ کاهش یابد و فقط در سال 2021 کمی بهبود می یابد.

این طلسم همچنان مشكلاتی را برای مشاغل نوظهور در منطقه ایجاد می كند. برای چند عرب جوان و تحصیل کرده خوب ، آنها می توانند با کار در دبی یا دوحه خیال خود را راحت کنند ، اما مقیاس نیازها نشان می دهد که باید مشاغل نزدیک به خانه خود ایجاد شود.

من به دنبال FDI هستم

در مورد سرمایه گذاری مستقیم خارجی در چین (FDI) چطور؟ آیا این می تواند نیازهای مشاغل را تأمین کند؟ چین به عنوان یکی از منابع اصلی سرمایه گذاری خارجی در منطقه ظاهر شده است. ما می دانیم که سرمایه گذاری مستقیم خارجی می تواند یک اشتغال مهم ایجاد کند ، اما مقیاس نیازها به سختی با آمارهای مستقیم خارجی در چین مطابقت دارد.

به گفته ردیاب سرمایه گذاری جهانی AEI چین ، “سرمایه گذاری” چینی در منطقه ممکن است مبالغ هنگفتی به نظر برسد ، که از سال 2005 در مجموع حدود 200 میلیارد دلار است. اما با نگاهی دقیق به “سرمایه گذاری” مشخص می شود که اکثر آنها پروژه های ساختمانی هستند و نه الزاماً سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، و به شدت در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با نفت و گاز متمرکز شده اند. در این پروژه های ساختمانی به طور معمول ده ها هزار نفر از مردم آسیای جنوبی استخدام می شوند ، اما تأثیر آنها بر بیکاری جوانان عرب ضعیف است.

در دو مورد ، الجزایر و مصر ، سرمایه گذاری قابل توجه چینی ها در پروژه ها باعث ایجاد اشتغال در سطح محلی می شود. مطالعه بانک توسعه آفریقا در سال 2012 نشان داد که سرمایه گذاری چین در پروژه های بزرگ ساخت و ساز در الجزایر و مصر باعث افزایش اشتغال کارگران محلی بدون کالج یا مهارت های پیشرفته شده است ، اما آنها در بخش ماهرتر ضرر زیادی نداشته اند.

با گسترش رد پای سرمایه گذاری در مصر ، این ممکن است تغییر کند ، هرچند متوسط.

چین مصر را به عنوان دروازه ای حیاتی به آفریقا و اروپا می داند و تمرکز زیادی بر سرمایه گذاری در منطقه اقتصادی کانال سوئز دارد. جان کالابرس ، مدیر پروژه آسیای خاورمیانه در انستیتوی خاورمیانه در واشنگتن دی سی ، خاطرنشان می کند که “این تعجب آور نیست ، با توجه به اینکه کانال سوئز اصلی ترین مسیر حمل و نقل چین به بزرگترین بازار آن است ، اروپا “

در حال حاضر چین دومین منبع مهم سرمایه گذاری مستقیم خارجی مصر ، شدیدترین نوع سرمایه گذاری خارجی است. FDI Intelligence خاطرنشان می کند که نیمی از سرمایه گذاری چین در مصر از سال 2015 به تولید از تجهیزات الکتریکی و خودرویی خانگی تا بخش مواد غذایی و آشامیدنی معطوف شده است. این سرمایه گذاری ها علاوه بر مشاغل تولیدی که برای مصری ها ایجاد شده است ، موقعیت های مدیریتی و بازاریابی و همچنین پشتیبانی غیرمستقیم برای مشاغل مرتبط ایجاد می کنند. گردشگران چینی نیز به تعداد زیادی به مصر هجوم می آورند و باعث رونق صنعتی می شود که بیش از یک میلیون مصری در آن مشغول به کار هستند.

در همین حال ، در مراکش ، شرکت های چینی یک میلیارد دلار برای تأمین اعتبار پروژه برجسته شاه محمد ششم ، شهر Tangier Tech متعهد شده اند. در صورت اجرای این پروژه در سال 2017 ، مشاغل مورد نیاز در بخش فناوری ایجاد می شود. در الجزایر سرمایه گذاری چین متمرکز بر ساخت و ساز ، مسکن و انرژی است و جریان مداوم شهروندان چینی در حال انتقال به کشور آفریقای شمالی هستند و یک محله چینی بزرگ در پایتخت الجزایر ایجاد می کنند.

در یک مقاله سفید اخیر در مورد روابط چین با خاورمیانه و شمال آفریقا ، به این نتیجه رسیدم که چین در بسیاری از کشورهای منطقه ، از جمله متحدان برجسته ایالات متحده ، به عنوان مهمترین بازیگر اقتصاد اقتصادی در حال ظهور است. مطالعه دقیق پروژه های چینی در منطقه نشان می دهد تولیدکنندگان عمده نفت ، به استثنای مصر ، هدف قرار بگیرند.

کشورهای منطقه ای که من باشگاه 20 میلیارد دلاری به نام آنها را تشکیل می دهم – کشورهایی که از سال 2005 بیش از 20 میلیارد دلار در پروژه های سرمایه گذاری و ساخت چین ثبت کرده اند عربستان سعودی ، امارات متحده عربی ، مصر ، ایران ، عراق هستند و الجزایر. جای تعجب نیست که پنج کشور از این شش کشور بالاترین مقام دیپلماتیک چین را دارند: مشارکت استراتژیک جامع.

این روابط احتمالاً طی دهه آینده تسریع می شود ، موجب تحریک اقتصاد و ایجاد ناگزیر شغل می شود. اما روابط پایدار تجاری و سرمایه گذاری با چین هیچ راهی برای مشکل اصلی منطقه نخواهد بود ، بحران شغلی در آستانه ای که نسل جدید را فریاد می زند: “چگونه زندگی ام را تأمین کنم؟”

برای اخبار و تجزیه و تحلیل در مورد تجارت ، فناوری و نوآوری آفریقا در صندوق ورودی خود ، برای خلاصه هفتگی کوارتز آفریقا ثبت نام کنید

[ad_2]

منبع: mojeshargh.ir

ایندکسر