[ad_1]

دیگو آرماندو مارادونا درگذشت. در عین حال ، این تعجب آور است ، زیرا او در 60 سال زندگی روی زمین بسیار تماشایی نابود شد و غیر قابل تصور است. این واقعیت که او برای رفتن مستقیم به ابدیت از سنین پیری پرید ، هوادارانش را نمی تواند و متعجب نمی کند و با این حال شواهدی بر جاوید نبودن او باقی مانده است هضم سخت است.

به نظر می رسد که همه دنیا متزلزل شده اند که او بزرگترین فوتبالیستی را که زندگی کرده از دست داده است (من از ایتالیا می نویسم ، جایی که این یک بحث نیست ، بلکه یک واقعیت است). اما شاید در هیچ کجا ضرر به اندازه ناپل ، شهری که پس از ترک بارسلونا در سن 24 سالگی ، بازیکنی که هیچ تیم بزرگی در آن نمی خواست سرمایه گذاری کند – و جایی که مارادونا شد – احساس شد.

چه مارادونا –دیگو، واقعاً – درک آن برای ناپولی (هر دو شهر و باشگاه فوتبال) شاید برای کسانی که در آن زندگی نکرده اند غیرممکن است. خبر درگذشت وی قلب شهر را شکست. مردم (بسیاری از آنها در میان صدها دیگوس به نام وی در دهه 1980) به خیابانها آمدند ، Covid-19 را لعن کردند تا نفرین شود ، و مقابل استادیوم جمع شدند ، شعار می دادند ، گریه می کردند ، به یاد می آوردند. آنها شمعها را روی پنجره های خود و در مقابل بسیاری از تصاویر مارادونا روشن کردند که در خیابان ها و خانه های ناپولی غالباً همراه با مقدسین بود.

تقریباً سه دهه پس از ترک شهری که او را به افسانه ای تبدیل کرده و راهی قله های جهان شد ، ناپل نه تنها بخاطر قهرمان بودن ، قهرمان شدن یا در واقع خدای عزاداری – بلکه بخشی از خود را عزادار می کند. چون مانند دیگو ، ناپولی بزرگترین است – و او این را می داند. و مانند دیگو ، این بزرگترین آشفتگی است – او هم این را می داند.

هنگامی که در 5 ژوئیه 1984 به استادیوم سن پائولو شهر رسید ، خود را در بسته یافت: 50،000 طرفدار ، بلیط خریداری شده به ارزش 1000 پوند (حدود 0.50 دلار) به استقبال او رفته بودند. . در یکی از بنرها نوشته شده بود: “دیگو ، تو نمی توانی ما را تحمل کنی. ناپولی شما را دوست دارد. “

واقعاً مجبور شد امیدهای یک تیم ، که امیدهای یک شهر بود ، بر روی آن قرار گرفت. ناپولی ، یک شهر ابدی فقیر که دارای جنایت و بیکاری است ، پس از زلزله 1980 فوران کرد. این فاجعه طبیعی بی سابقه تنها بخشهایی از گرد و غبار را در کامپانیا ، منطقه ای از ناپولی داشت و خسارت زیادی به شهر وارد کرد ، بسیاری از افراد بی خانمان و شهر را در بدهی های فلج کننده

مارادونا سرمایه ای بود که تیم واقعاً توانایی پرداخت آن را نداشت. در مصاحبه ای ، مارادونا یادآوری کرد که به عنوان بخشی از قرارداد او یک خانه بزرگ و یک فراری می خواست. به او یک آپارتمان و یک فیات دادند. این یک تصمیم مالی بود ، مطابق با اخلاق افرادی که دلیلی برای اعتقاد به برنامه های بلند مدت ندارند ، انتظار نابودی و تلاش برای تأمین هزینه های زندگی خود را در سایه یک آتشفشان فعال – بنابراین آنها می توانند هر پولی را داشته باشند منفجر کنند. (یا نه) یک بازیکن فوتبال و یک رویا.

اما این شرط بندی و نحوه آن نتیجه داد. مارادونا ناپولی ، یک تیم متوسط ​​را به بهترین تیم بهترین قهرمانی جهان در آن زمان تبدیل کرد – سری A. آنها اولین بار را به دست آوردند اسکودتو در سال 1987 ، او به ناپل ، شهر و تیمی که اغلب توسط همتایان شمالی خود که هرگز فرصتی برای موفقیت نداشته اند ، آلوده شد ، پیروزی با طعم انتقام. (جشن های بعدی همچنان افسانه ای باقی ماندند ، و همچنین دیوارنویسی هایی که شب روی دیواری مقابل قبرستان ظاهر می شد و به مردگان می گفت “شما نمی دانید چه چیزی را از دست داده اید …”) فوتبال.

تنها ماه ها در این ورزشگاه در سائو پائولو ، که خانه او بود ، در پیچ و تاب سرنوشت ، تقریبا بیش از حد ظالمانه ، واقعیت ، آرژانتین با هدایت مارادونا ، در سال 1990 با ایتالیا بازی کرد و دوستان خود را از آنها بیرون کرد. قهرمانی جهان آنها و با این حال ، قبل از این بازی سرنوشت ساز ، هنوز افرادی را در ناپل پیدا خواهید کرد که به شما می گویند البته آنها از ایتالیا حمایت می کنند ، اما آنها وفاداری خود را به دیگو مدیون هستند – زیرا او یکی از آنها بود.

“وقتی در این زمینه باشی ، زندگی ناپدید می شود. مشکلات از بین می رود. مارادونا یک بار گفت و فوتبال بازی کرد. او برای او کار می کند –سیاه پوست (بچه کوچک تاریک) از محلات فقیرنشین ویلا فیوریتو که در این زمینه ایستاده است پسر طلایی (بچه طلایی) – و این برای شهری که او نمایندگی داشت کار می کند. بسیار خیره کننده و ناامید ، خانه گنجینه های هنری بی نظیر و وحشیانه ترین جنایت سازمان یافته ، خرافات مذهبی و پذیرش سکولار ناشناخته در ایتالیا ، ناپل و مارادونا ، از افراط ساخته شده است.

داستانی مانند او فقط می توانست در ناپل – با ناپل – اتفاق بیفتد و به همین دلیل شهر همچنان به مرد بی گناه عشق می ورزد ، زیرا او قهرمان را علی رغم کوکائین ، رسوائی ها ، دوستی نامناسب با کامورا ، کودکی که از پذیرش او امتناع ورزید و توقف احتمالی احتمالی را در آغوش گرفته بود. از قهرمانی ، که شرم آور کار خود را به پایان رساند. هواداران و دوستانش در شهر و هم تیمی هایش این روزها تکرار می کنند: “من کاری ندارم که دیگو با زندگی اش چه کاری انجام می دهد” ، من برای کاری که او با من انجام دادم اهمیت دارم.

مقامات شهری در 25 نوامبر اعلام کردند که ورزشگاه ناپل به دیگو آرماندو مارادونا تغییر نام خواهد داد. تیمی که قبلاً برای احترام به سنت سان پائولو در آنجا بازی می کرد اکنون این کار را به نام خدای ناپولی انجام می دهد.



[ad_2]

منبع: mojeshargh.ir

ایندکسر