تونی هسی از زاپوس می خواست کارمندان خوشحال باشند. اشتباه نبود؟ – کوارتز


تونی هسی می خواست مردم را شاد کند: مشتریان ، کارمندان ، همه. این هدفی بود که به همان اندازه بلند پروازانه و بلند پروازانه بود.

به عنوان مدیر عامل فروشگاه اینترنتی کفش Zappos به مدت 21 سال ، هسیه ، که در 26 نوامبر در 46 سالگی بر اثر جراحات وارده در آتش سوزی در خانه درگذشت ، پیشگام اولیه حفظ سعادت کارمندان به عنوان اولویت اصلی تجارت بود. . تلاش وی برای ایجاد محیطی که در آن کارگران نسبت به کار خود اشتیاق داشته باشند و علاوه بر این ، در مورد زندگی خود ، بخشی غیر قابل حذف از میراث وی است که هم نوید و هم مشکلات دام شادی را به عنوان یک هدف شرکتی آشکار می کند.

فرهنگ سرگرمی Zappos

امروزه ، ایده مراقبت از شرکتها برای رفاه کارگران (یا حداقل ادعای چنین کاری) چنان رایج است که بخشی از بیانیه رسمی برای اهداف شرکت است که توسط میز گرد تجارت در سال 2019 صادر شده است. از زوم و ریچارد شریدان از شرکت Menlo Innovation حتی بیشتر پا پیش گذاشتند ، دنباله های Hsieh بودند ، و به طور عمومی به این ایده متعهد شدند که وقتی کارمندان خوشحال هستند ، بهره وری و سود معمولاً دنبال می شود.

اما هنگامی که هسیه Zappos را در دهه 2000 و اوایل سال 2010 اداره می کرد ، این ایده که یک شرکت بلند پروازانه و رو به رشد به اندازه کافی به خوشبختی کارگران اهمیت می دهد ابروهایی ایجاد کرد. در مصاحبه ای با WNYC Marketplace 2010 ، مصاحبه کننده Kai Risdal پایداری فرهنگ Zappos را هنگام بازدید از دفتر اصلی شرکت در لاس وگاس زیر سال برد و به Hsieh گفت که “گروه قابل توجهی در اطراف اتاق گفتگو وجود دارد. در حاشیه یک مهمانی برگزار می شود که به مدت یک ساعت برگزار می شود. در واقع همه اینها چه تاثیری بر فروش روزانه کفش دارد؟ “

هسیه انکار نکرد که شرکتش باید کفش بفروشد و درآمد کسب کند. او به سادگی معتقد بود که برقراری ارتباط با همکاران – در داخل و خارج از دفتر – برای دستیابی به این اهداف ضروری است. وقتی مدیران با تیمهایشان ارتباط برقرار می کنند ، بهره وری افزایش می یابد: “سطح بالاتری از اعتماد وجود دارد ، ارتباط بهتر است ، مردم مایلند به یکدیگر لطف کنند زیرا آنها به دوستانشان لطف می کنند ، نه فقط به همکاران “

از نظر طرز تفکر هسیه ، سرگرمی در محل کار مسئولیتی ندارد. یک دارایی بود در کتاب 2010 او رساندن خوشبختی، او به مدیریت دفتر افتخار می کند ، جایی که بخش ها سالن بولینگ بداهه ایجاد می کنند و رژه های بداهه Oktoberfest را سازمان می دهند.

این رویکرد جشن به زندگی شرکت ها با دومین رونق بزرگ فناوری به طور فزاینده ای محبوب شده است. در ابتدا ، شرکت های نوپا و سپس کارفرمایان سنتی تر ، بر تسهیل فرصت های اجتماعی به عنوان راهی برای جذب کارگران تمرکز داشتند – و به گفته منتقدان دفتر ، تعیین 16 روزه بدون انتظار برای اضافه کاری. همه آن ساعتهای خوش در دفتر و مسابقات پین بال دزد ، موش های آزمایشگاهی نویسنده دن لیونز روایت کرد کابل امسال ، به سادگی “راهی برای حواس پرتی کارمندان و جلوگیری از این که آنها متوجه جیب هایشان شده اند” است.

دفتر به عنوان مرکز زندگی اجتماعی

که گفت ، رساندن خوشبختی پیشنهاد می کند که هسی در ارائه محل کار به عنوان مکانی برای روابط نزدیک ، سهم شخصی واقعی داشته است. او می نویسد که در 20 سالگی خود به اهمیت احساس تعلق به سعادت شخصی خود پی برد و قول داد “اطمینان حاصل کند که من هیچ وقت ارزش قبیله ای را که مردم واقعاً احساس ارتباط و مراقبت از آنها دارند ، فراموش نمی کنم. برای رفاه حال یکدیگر. “

او این احساس را هنگام حضور در اولین پرشور خود ، جایی که “کل اتاق مانند یک قبیله متحد عظیم احساس می شد” ، کشف کرد و سعی کرد آن را در محل کار خود ، ابتدا در یک پنت هاوس در سانفرانسیسکو که به عنوان مکانی برای یک مهمانی اولیه بود ، دوباره ایجاد کند. از Zappos و (در یک زمان) یک مجتمع مسکونی بدون کارمند ، و بعداً با انتقال شرکت به لاس وگاس. در صحنه آغازین کتاب ، هنگامی که او در مورد فروش Zappos به آمازون در یک جلسه عملی صحبت می کند ، “انرژی و احساسات ترکیبی همه افراد در اتاق” او را تحت تأثیر قرار می دهد و به احساس متعالی که برای اولین بار تجربه کرده است برمی گرداند. دیوانه.

مطالعه شادی از افکار هسیه در مورد اهمیت روابط حمایت می کند: روابط اجتماعی و اجتماع برای بهزیستی عاطفی ما ضروری است. جایی که همه چیز پیچیده تر می شود ، ایده او از محل کار به عنوان مرکز اجتماعی زندگی کارمندانش است. وی یادآوری کرد: “احتمالاً بزرگترین مزیت انتقال به وگاس این بود که هیچ کس در خارج از زاپوس دوست نداشت ، بنابراین همه ما مجبور شدیم یکدیگر را از دفتر خارج کنیم.” رساندن خوشبختی. وی بعداً به نیویورک تایمز گفت که ایده “ادغام کار و زندگی” را به “تعادل کار و زندگی” ترجیح می دهد.

به نظر واضح است که هسی صادقانه از این رویکرد در زندگی خود لذت می برد. اما چنین احساساتی می تواند پرچم های قرمز را برای خوانندگان نگرانی در مورد راه هایی که محل کار قرن بیست و یکم موانع بین کار و زندگی شخصی کارمندان را از بین می برد ، برافراشته کند. وقتی برقراری ارتباط با همکاران بیش از آنکه به یک گزینه تبدیل شود به یک انتظار تبدیل می شود ، والدین شاغل و دیگران را با مسئولیت های مراقبتی مجازات می کند – و می تواند به جای غلبه بر اختلافات نژادی و فرهنگی ، تعمیق بیشتری بخشد.

مشکلات افزودن ارزش زیادی به روابط کاری در پروژه Downtown نیز مشهود بود ، تلاش بسیار جاه طلبانه Hsieh برای تبدیل مرکز شهر لاس وگاس به یک شهر شروع کننده. کارآفرینانی که در پروژه هسیه شرکت داشتند ، دوستان و خانواده خود را ترک کرده بودند و به لاس وگاس رفتند. این بدان معنی است که آنها زمان زیادی را با هم گذرانده اند. اما نلی بولز ، نویسنده گزارش در سال 2014 در مورد سه خودکشی در میان کارآفرینان درگیر در پروژه ، دریافت که انتظارات برای برقراری ارتباط مداوم پس از ساعتها ، بسیاری از بنیانگذاران آنجا را در بر داشته است. از آنجا که زندگی اجتماعی آنها با زندگی کاری جدا نشدنی است ، با گذشت زمان زیادی از خواستگاری سرمایه گذاران خطرپذیر ، آنها نتوانسته اند از نظر احساسی صادق و در برابر مبارزات و فشارهایی که هنگام تلاش برای پایین آوردن آنها آسیب پذیر بوده اند آسیب پذیر باشند. شرکت های خود را از زمین.

یکی از بنیانگذاران بولز گفت: “ما او را در چین” چهره “صدا می کنیم – همه چیز عالی است ، ما عالی هستیم.” “اما در پایان روز ، شما به یک جامعه ، یک شبکه ایمنی نیاز دارید. شما نمی خواهید این مسائل را با سرمایه گذاران خود مطرح کنید ، اما اگر فقط سرمایه گذاران در اطراف هستند ، پس چه کاری انجام می دهید؟ “

قیمت مثبت

شاید جستجوی خوشبختی مداوم ، چه از طرف خود و چه از طرف دیگران ، فشار بیش از حد برای همه افراد درگیر باشد. به هر حال ، مدیر عامل فقط کارهای زیادی را می تواند انجام دهد تا شرایط رشد کارگران را فراهم کند. حقوق منصفانه و مزایای سخاوتمندانه بسیار طولانی است. همچنین به افراد کمک می کند تا حس کار را در کار خود تشخیص دهند.

علاوه بر این ، مزاج ها و شرایط فردی متفاوت خواهد بود. بعضی از کارمندان ممکن است به دنبال نوع خاصی از جامعه منسجم و سرگرم کننده باشند که هسیه می خواست فراهم کند. آنها از کار در Zappos بیشتر از گذراندن روزهای خود در یک بانک قفل شده خوشحال خواهند بود. دیگران ممکن است ترجیح دهند کار و زندگی شخصی خود را جدا نگه دارند و بنابراین تلاش برای بالا بردن روحیه ممکن است تغییر کند و آنها را مضطرب یا ناامید کند.

اما به نظر نمی رسد ایجاد مکانی برای ساطع کردن چنین احساساتی در افراد سبک Hsie باشد. تلاش بی وقفه مثبت گرایی همانطور که حسن نیت او بوده است ، اغلب به این معنی است که جای اختلاف نظر یا بحث در مورد جنبه های تاریک وجود انسان زیاد نیست.

شناخته شده است که او Zappos جدید را پرداخت کرده است تا اگر آنها پس از پیوستن به شرکت به زودی از این شرکت خارج شدند ، 2000 دلار استخدام کند تا افرادی که از ابتدا وضعیت خوبی نداشته اند را از بین ببرد و فرهنگ شرکت را حفظ کند. در حالی که کارمندان برای سازگاری با ساختار حکمرانی جدید هالوکراتیک زاپوس تلاش می کردند ، هسیه برای هر کسی که کاملاً در آن نبود ، آزادی چند ماهه را پیشنهاد کرد ، امیدوار بود که فقط با مrsمنان واقعی بماند. (تقریباً 20٪ از کارمندان Zappos این خرید را انجام دادند و سرانجام شرکت از تفسیر دقیق هلاکراستی کنار رفت).

ظاهراً همه این کارها در یک سرویس انجام شده تا جو خوش بینانه ای حفظ شود. و صادقانه بگویم ، شواهد نشان می دهد که کارمندان Zappos بیشتر از کار خود راضی هستند. کارمندان فعلی و سابق کار در آنجا را تجربه می کنند 4.1 از 5 ستاره در سایت بررسی مشاغل Glassdoor و اغلب در لیست بهترین شرکت ها برای کار هستند. اما همچنین دلیلی وجود دارد که باور کنیم Hsie بهتر است به جای اینکه از شر آنها خلاص شود ، به متنفران از هولاکراسی گوش دهد – تا جایی برای افرادی که آدام گرانت “اهدا کنندگان ناخوشایند” می نامد ، ناراضی زیرکی که سازمان ها را به بهتر عمل کنید و چه کسی Zappos را در اجرای سیستمی صرفه جویی کرده است که در نهایت به شرکت خدمت نکرده است.

به عنوان یک قاعده کلی ، وقتی می خواهیم تعارضات را از بین ببریم یا منفی نگری را سرکوب کنیم ، خوشبختی فقط گریزان تر می شود. تحقیقات نشان می دهد ، به عنوان مثال ، هزینه های واقعی روانشناختی برای انجام خوشبختانه عمل می کنیم ، در حالی که چنین نیستیم. برعکس ، افرادی که تاریک ترین احساسات خود را به جای انکار آنها می پذیرند ، افسردگی و اضطراب کمتری را تجربه می کنند و با مقاومت بیشتری در برابر مشکلات پاسخ می دهند. همانطور که روزنامه نگار Aimee Groth ، که هنگام نوشتن کتابی در مورد پروژه Downtown City ، شخصاً با هسیه ملاقات کرد ، در ادای احترام به دیدگاه گمراه کننده اما گسترده وی ، “شکست و رنج بیشتر از موفقیت ناخودآگاه آموزنده است.”

در حالی که جزئیات جدید درباره شرایط مرگ هسی همچنان در معرض دید است ، دنیای تجارت در تلاش است تا به یاد بیاورد که چگونه زندگی او را به یاد بیاورد. شاید یکی از مهمترین درسی که باید آموخت این است که کارفرمایان می توانند از کارمندان خود مراقبت کنند – مانند Hsi – بدون اینکه انتظار داشته باشند و از آنها بخواهند که خوشبخت باشند.


منبع: mojeshargh.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>