آیا فروتنی جو بایدن درک ما از رهبری را تغییر خواهد داد؟ – کوارتز


مانند بسیاری از رأی دهندگان چپ ، جان استوارت ، کمدین و طنزپرداز سیاسی آمریکایی نیز از پیروزی جو بایدن در انتخابات دموکراتیک امسال خوشحال نیست. وی در مصاحبه ای با استفان کولبرت در تابستان امسال گفت که او در انتخابات عمومی برای دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا ، بایدن را انتخاب می کند ، اما وی گفت که سیاستمدار میانه رو “مرد من نبود”.

استوارت پس از نگاه به بایدن در پی کارزار تصمیم خود را تغییر داد. وی گفت: او کسی را دید که به طور شهودی می فهمید آمریکایی ها در سال 2020 چه می کنند. استوارت با اشاره به غم و اندوهی که بایدن در از دست دادن پسرش بو به دلیل سرطان مغز پنج سال پیش ، بیش از چهار سال پیش تجربه کرد ، گفت: “تواضع فاجعه وجود دارد که منجر به نگرانی هایی می شود که قابل جعل نیستند.” دهه ها پس از مرگ همسر اول و دختر تازه متولدش در یک تصادف رانندگی. “[W]در این طرف او به یک رهبر فروتنی نیاز دارد که درک کند که او نمی فهمد ، انسانیت این آزمایش و دشواری در حفظ آن را می فهمد ، و ما باید بدون مزخرفات در سطح بسیار عمیق تری با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. “

در همین حال ، ترامپ “هنوز فکر می کند که کوید برای جلوگیری از داشتن دوره دوم ریاست جمهوری او ایجاد شده است” ، استوارت ادامه داد و خودشیفتگی خیره کننده رئیس جمهور فعلی را به دست گرفت.

فرانک برونی ، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز ، اخیراً درباره نظر تصحیح شده خود درباره بایدن نوشت. در انتخابات 2020 ، برونی می نویسد ، بایدن سیاستمداری نیست که در سالهای اخیر با آن روبرو شده باشد. جایی که بایدن یک بار بدون اجازه دادن به دیگران به صحبت می پرداخت و “راهی برای مکش اکسیژن از اتاق” داشت ، اکنون “فروتنی ریشه ای” داشت. بایدن شنونده ای شده بود که دیگران را در سخنرانی های انتخاباتی خود مقدم می داشت و در سخنرانی های او ظاهر نمی شد ویدیو برای پیروزی. برونی آن را بخشی از اخلاق فروتنی جدید خواند.

مانند استوارت ، برونی معتقد بود که اندوه و بلوغ بایدن را تغییر می دهد ، اما موارد بیشتری وجود داشت. وی نوشت: “ترامپ” نیز اتفاق افتاد ، “نمونه ای از استكبار را چنان عظیم – و خود شیفتگی چنان بدخیم – فراهم آورد كه هر مشاهده گر عاقل و حساس از آن كناره گیری كند ، رد این سموم را در خود جستجو كند و آنها را پاک کنید ، به خصوص اگر او داوطلبانه به عنوان پادزهر این اگومانیا ظاهر شود. “

اگر حق با او باشد ، این احتمال وجود دارد که سال 2020 نقطه عطفی در تعریف ما از رهبری سیاسی خوب – و همچنین رهبری تجاری خوب باشد. مرلین گیست ، نویسنده کتاب جدید ، قدرت فوق العاده فروتنی رهبری (ناشر برت-کوهلر ، 2020) ، معتقد است که نیاز به اخراج رهبران مستکبر و خودکامه در بخش خصوصی نیز ضروری است – جایی که نیازهای سهامداران مختلف به اندازه سیاست های سیاسی متناقض و پیچیده است.

کتاب او نمی توانست در زمان بهتری رسیده باشد.

حکمرانی را دموکراتیک تر می کند

گيست ، استاد مديريت و مدير اجرايي سابق مركز تشكيل رهبري در دانشگاه سياتل ، يكي از دانشمندان بسياري است كه رهبراني را مطالعه كرده است كه بيشتر از بالا به پايين و خود بزرگ بينانه هستند. دست کم برای دو دهه ، برخی از نظریه پردازان در مورد خطرات واقعی رهبران استکباری صحبت کرده اند که اعتقاد بی ادبانه به توانایی های خود تحسین و تحقق تحقق می یابد و مزایای ارتقا رهبرانی است که با منیت بسیار کمتری به کار نزدیک می شوند.

گیست می گوید ، اما تکامل از کنترل و کنترل به کندی پیش رفته است. رهبری با فروتنی هنوز “الگوی غالب نیست” ، به کوارتز گفت. در واقع ، مردم به اشتباه افراد مستبد یا شبه مانند را با کارآیی ، و فروتنی را با نرم خوی برابر می دانند ، و درس های مدیرعاملانی را که بی سر و صدا شرکت ها را تشویق به پیشی گرفتن بدون نام خانوادگی می کنند ، نادیده می گیرند.

“ما اغلب به رهبرانی فکر می کنیم که باید قوی و مصمم باشند و ریسک کنند و با ناامنی کنار بیایند. و همه این موارد درست است ، اما در خلا کار نمی کنند. ” “آنها از طریق افراد کار می کنند ، گروه های ذینفع بسیار متفاوت دارند و اساساً با همه آنها رابطه دارند ، خواه خوب ، بد یا بی تفاوت باشند.”

کتاب گیست با تعریف معنای هدایت با فروتنی آغاز می شود: “گرایش به احساس و احترام به شأن دیگران”. در دولت به راحتی می توان فهمید که چگونه این مسئله در مورد رهبرانی که هم در خدمت به طبقه متوسط ​​و در حاشیه نشین هستند و هم در تهیه پروتکل هایی جهت راهنمایی نحوه پاسخگویی دولت به خانواده های پناهجو ، قابل استفاده است. مرز شما در یک شرکت ، این می تواند به معنای جلب رای کارمندان عادی ، پرداخت عادلانه به مردم ، تأمین معاش ، اجتناب از مشوق ها و امتیازاتی باشد که موجب سو encourage رفتار یا پاداش بیش از حد مدیریت ارشد می شود و درک اینکه افرادی که متفاوت بوده اند تجربیات زندگی خود شما می توانند به شما یاد دهند.

تواضع یک رهبر و مدیریت ارشد برای احساس واقعی بودن سیاست های ورود به آن لازم است.

گیست می نویسد: “کرامت به این معناست که هرکس فارغ از مقام و دستاورد ، شایسته افتخار و احترام به آنچه که هست باشد.” “زیرا عزت اشاره دارد ذاتی ارزش انسانی ، نه می توان آن را به دست آورد و نه سلب کرد. با این حال ، وقتی رفتار دیگران نتواند وی را تشخیص دهد و به او احترام بگذارد ، می تواند کرامت فرد را نقض کند. وی گفت: “این نقض عزت ، چه فاحش و چه ظریف ، هنگامی که از جانب کسی از قدرت سر بزند بسیار خطرناک تر است.”

چگونه با فروتنی رهبر شویم

این کتاب در بخشهایی از مصاحبه های وی با 12 مدیر عامل شرکت بافته شده است که توسط کارمندان یا مشتریان به دلیل اداره شرکتی که مردم در آن احساس اعتماد و احترام می کنند ، مورد تمجید قرار می گیرند. اینها شامل آلن مولالی ، مدیر عامل سابق شرکت فورد موتور است. راجر فرگوسن ، رئیس و مدیر عامل انجمن معلمان بیمه و سنوات (TIAA) ؛ سالی جول ، مدیر عامل سابق REI و وزیر اسبق کشور ایالات متحده ؛ و جیم سنگال ، بنیانگذار و مدیر عامل سابق Costco.

گیست از مصاحبه ها و تحقیقات دیگر برای آگاهی از نسخه های تواضع خود استفاده می کند ، چیزی که به اعتقاد او می تواند در صورت وجود بنیاد صحیح قابل یادگیری و توسعه باشد (“خودآگاهی معقول و گشودگی رشد”).

برای برخی از رهبران ، به ویژه کسانی که از گروه های خارجی می آیند ، تواضع ممکن است طبیعی تر باشد ، کتاب گیز پیشنهاد می دهد. دو نفر از مصاحبه شوندگان ، فرگوسن از TIAA و اورلاندو اشفورد ، رئیس سابق Holland America Lines ، بلک هستند و فیلیس کمبل ، رئیس JPMorgan Chase Northwest ، یک آمریکایی آسیایی است. همه به خوبی شروع به کار کردند ، فهمیدند افرادی که از آنها محروم یا نادیده گرفته می شوند چیزهای زیادی برای ارائه دارند.

اما همانطور که برای بایدن درست به نظر می رسد ، تجربه زندگی می تواند آدمی را نیز آرام کند. مصاحبه شده دیگری از Gist’s ، رئیس سابق کلینیک مایو و مدیر عامل شرکت جان نوسوورتی ، این را با مشاهده اینکه به عنوان یک پزشک و “به ویژه به عنوان یک مغز و اعصاب مغز و اعصاب” ، نشان داد ، “من شجاعت بیماران و خانواده ها را در برخورد با پیچیده دیدم ، بیماری های گیج کننده و غالبا غم انگیز. من محدودیت هایی را درک کردیم که باید بتوانیم کمک کنیم و این تواضع را ایجاد می کند. “

وی به کوارتز گفت که کتاب گیست تلاشی برای توسعه نظریه دیگری درباره رهبری نیست. (در حقیقت ، برخی از منتقدان تحقیقات مدیریتی می گویند که ما در حال حاضر بیش از حد بر روی رهبری تمرکز کرده ایم ، و این ایده را کمک می کنیم که فقط آنها می توانند یک سازمان را نجات دهند و کار را برای افراد خودشیفته بیشتر جذاب کنند ، مهم نیست که از چه تئوری رهبری تبلیغ می شود.) به زودی ، چارچوبی را برای تفکر در مورد فروتنی از طریق سه س thatالی که مردم معمولاً می پرسند یا آرزو می کنند از رهبران بپرسند ، ارائه می دهد: شما کی هستید؟ کجا میریم؟ منو میبینی؟

“منو میبینی؟” ممکن است مهمترین سiesال باشد ، Gist دریافت ، زیرا مستقیماً در مورد کرامت انسانی صحبت می کند. او می گوید ، وقتی جواب مثبت است ، مردم از کارهایی که انجام می دهند احساس تشویق و هیجان می کنند.

گیست با استفاده از مثالهای واقعی از گروه رهبران خود ، گامهای مشخصی را پیشنهاد می کند که رهبران می توانند با حساسیت و همدلی در پیش گیرند و سالاتی را می توانند از خود بپرسند تا پیشرفت خود را ردیابی کنند. گیست به کوارتز گفت: “سهم اصلی من که من معتقدم تعریف فروتنی یک رهبر به روشی رفتاری است که اکثر مردم می توانند واقعاً ذهن خود را در مورد آن بپیچند.”

تغییر دریایی فرهنگی

چه این بدتر شدن نابرابری باشد و چه آگاهی گسترده تری از میزان بی عدالتی برخی گروه ها ، و همه گیری ای که همه آن را مورد توجه قرار می دهد ، وقت آن است که دوباره بر پیام اصلی کتاب تأکید کنیم.

شاید این پیامی باشد که جهان حتی قبل از امسال آماده آن بود ، ظاهراً در جنبش نوپای اجتماعی مانند Black Lives Matter ، در افزایش فعالیت کارمندان علیه حذف اخلاقیات شرکتی ، یا حتی در سنگهای فرهنگی جهانی مانند دستیابی به موفقیت در فیلم کره ای انگل، برای کلاس و آرزوها در سئول.

گیست گفت ، ممکن است تحمل بیشتری نسبت به رهبری از بالا به پایین وجود داشته باشد. با این حال ، تاکنون مردم از دیدن سخت شدن سیستم های کاست در شرکت ها خسته شده اند. گيست مي گويد ، جوانان با آگاهي اجتماعي كه هم اكنون به نيروي كار پيوسته اند ، از رهبراني كه خواهان احترام به حقوق بشر و حقوق آنها را ناديده مي گيرند ، چه به عنوان كارمند و چه به عنوان مصرف كننده ، حمايت نخواهند كرد.

تاریخ همچنین حاکی از آن است که شکست ترامپ می تواند تغییر در فرهنگ شرکت ها را تسریع کند. در آمریكای پس از جنگ جهانی دوم ، پس از ویرانی كه توسط رهبرانی مانند هیتلر و موسولینی وارد شد ، شركتها تمایل داشتند كه به دنبال مدیرعامل با مجتمع های مسیحی باشند. تشنه قدرت بسیار تهدیدآمیز قلمداد می شد ، حداقل تا دهه 1980 که آونگ دوباره به جهت دیگر چرخید.

اکنون شاهد تمرکز جدیدی بر سرمایه داری ذینفعان (حداقل به عنوان ایده آل) هستیم و خواستار گسترش برنامه های درسی مدارس بازرگانی هستیم تا شامل ایده های بیشتری در مورد چگونگی کار سرمایه داری و گسترش حمایت برای افزایش حداقل دستمزد باشد. همه اینها بیانگر آن است که ما ممکن است در حال بازگشت به جایی باشیم که از گشودگی و تمایل به دستیابی به اتفاق نظر از طریق فرایندهای دموکراتیک استقبال شود. این محیطی است که باید یک بار دیگر تواضع و فروتنی را به یکی از شاخصه های رهبران تبدیل کند.




منبع: mojeshargh.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>