آیا حاکمیت باید سیاسی باشد؟ این سوال اشتباه است – کوارتز


سه روز پس از انتخابات ایالات متحده ، در حالی که هنوز رسانه ها برنده خود را اعلام نکرده بودند ، دوازده مدیر عامل شرکت Fortune 500 به صورت آنلاین گرد هم آمدند تا به سخنرانی یک متخصص استبداد گوش دهند و در مورد اینکه اگر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا چه کاری انجام دهند ، گفتگو کردند انتخابات را بی اعتبار می کند و با انتقال مسالمت آمیز قدرت مخالف است. در آن زمان که آسوشیتدپرس یک هفته بعد از جلسه محرمانه گزارش داد ، رئیس جمهور مغلوب هنوز مجبور به کناره گیری شد و حاضران به قطعنامه وی پایبند بودند: بگذارید شوخی ها و دادخواهی ها انجام شود و فقط در صورت لزوم مداخله کنند. .

این کنگره معضلی را نشان می دهد که مدیران ارشد و نویسندگان مدیریت اغلب با آن روبرو بوده اند ، در حالی که اولین “رئیس مدیر عامل” دفتر بیضی شکل را اشغال کرده است. دولت چقدر باید سیاسی باشد؟ رفتارهای ترامپ رهبران بازرگانی را بر آن داشته است تا درباره مسائل اجتماعی بیشتر صحبت کنند. علاوه بر این ، موضع گیری و خطر جنجالی که می تواند به نام تجاری شرکتشان آسیب برساند ، موذیانه است. اما معضل قبل مغلوب ساختن پیشی جستن و نمی خواهد دور در سال 2021 است.

از یک سو ، حکومتداری هرگز به این اندازه سیاسی نشده است. رهبران اکنون به طور معمول در مورد هدف ، ارزش ها و مسئولیت اظهاراتی می کنند. محکوم نژادپرستی و تغییر آب و هوا قول می دهم به پرورش جوامع فراگیر. این بیانیه ها برای اطمینان به ما است که رهبران تجارت مایلند از قدرت خود برای بهتر استفاده کنند. از طرف دیگر ، سیاست اغلب یک واژه کثیف در تجارت باقی می ماند ، چیزی که بهتر است در صورت امکان پشت درهای بسته نگه داشته شود.

“آیا سیاستمداران جدید مدیر هستند؟” در جلسه اخیر رهبران و دانشمندان در مورد خطرات رهبری در جوامع قطبی از من سال شد. آنها نیستند. مدیران همیشه درگیر سیاست بوده اند. پرداختن به مبارزه برای قدرت و سازماندهی مباحث استراتژیک در داخل سازمان ، بخشی جدایی ناپذیر از کار آنهاست. همچنین همسویی با سیاست های محلی و ملی پیرامون سازمان آنها. امروزه سیاسی ترین مسئولیت های مدیریتی آنها – کاری که در دوره مسئولیت اجتماعی شرکت ها ، شفافیت دیجیتال و فعالیت مدیرعامل شرکت ها بیشتر نمایان شده است – تقاطع بین این دو است.

همانطور که اخیراً برایان آرمسترانگ ، مدیر عامل Coinbase ، حاکمیت سیاسی است ، حتی زمانی که سیاست های کاری را ممنوع کند. پس از اعلام موقعیت خود از طریق یک پست وبلاگ ، آرمسترانگ یک بسته جدا سازی از مخالفان را ارائه داد. وی با پررنگ توضیح می دهد که فعالیت کارمندان ، که اکنون در سیلیکون ولی رایج است ، “این توانایی را دارد که ارزش زیادی را در بیشتر شرکت ها از بین ببرد ، هم به عنوان حواس پرتی و هم با ایجاد تقسیم داخلی.”

اظهاراتی مانند اظهارات آرمسترانگ سیاست های مدیریتی قدیمی است. وی نوشت: “ما می خواهیم از ارز رمزنگاری شده برای آزادی اقتصادی برای مردم در سراسر جهان استفاده كنیم.” وی معتقد است تمرکز بر این مأموریت بهترین راه برای بهبود زندگی است. برای تقویت تقاضای خود برای فرهنگ “شدید” اما “غیرسیاسی” ، آرمسترانگ از یک گروه مدیریتی دیگر استفاده کرد: ورزش حرفه ای. مدیر عامل شرکت با تزیین دوره خود با عکسی از شیکاگو بولز مربوط به دهه 90 ، “به عنوان یک قهرمان تیم بازی کنید”. مایکل جردن در مرکز ایستاد ، مدافع لثه هایش لبخندش را فرو می زد.

سیاستمداران بی میل

هر کسی که به مایکل جردن استناد می کند تا تأکید کند که تمرکز بر تجارت بهترین راه برای پیشرفت اجتماعی است ، باید The Last Dance ، مستند نتفلیکس را در مورد زندگی افسانه ای اردن تماشا کند. این 10 قسمت برای جشن گرفتن آنچه اردن در زمین انجام داده و معنای آن برای مردم – در هر دو مورد بسیار زیاد – طراحی شده است. او فراتر از یک ورزشکار مشهور بود. او یک نماد، یک قهرمان، در نقش یک مدل بود. خلاصه او یک رهبر بود. اما او همچنین یک فروشنده بود ، که به نظر می رسید با هر گرایشی که ممکن است سیاسی باشد مغایرت دارد.

به آنچه در سال 1990 اتفاق افتاده فکر کنید. تا حدودی تکان دهنده ، جردن از حمایت از هاروی گانت ، یک دموکرات سیاه پوست در کارولینای بومی اردن که جسی هلمس فعلی ، یک جمهوری خواه سفیدپوست و جداکننده صریح را برای تصدی کرسی در سنای ایالات متحده به چالش کشید ، خودداری کرد. “جمهوری خواهان نیز خرید کفش کتانی،” اردن گفت بحث برانگیز. در این مستند یک طرفدار گاو نر ، بازیکن بسکتبال آماتور و سازمان دهنده اجتماع در شیکاگو برای توبیخ و توضیحات حضور دارد. باراک اوباما ، رئیس جمهور پیشین آمریکا گفت: “با دانستن اینکه جسی هلمس چیست ، دوست دارید مایکل فشار بیشتری را تحمل کند.” از طرف دیگر ، او هنوز در تلاش بود تا درک کند ، “چگونه می توانم این تصویر را که در اطراف من ایجاد شده مدیریت کنم و چگونه آن را تحقق بخشم؟ “

اوباما وقتی برای اقامت در چنین پایه بالایی اقلیت دارید ، مانور زیادی ندارد. این برداشت اوباما است ، و یک تفسیر پیچیده اجتماعی را به همراه زندگی نامه منتشر می کند. اما شاید همانطور که آخرین رقص نشان می دهد ، اهمیت جردن برای پیروزی و کسب احترام مردم در زمین بود. چرا بیش از این از او س askال می شود؟

سه دهه بعد ، بسکتبال تغییر کرده است. بازیکنان NBA نیرویی قدرتمند در رأی دادن به انتخابات 2020 در ایالات متحده بوده اند. اندکی پس از اعلام مسابقه ریاست جمهوری ، لبران جیمز عکس توییت از بلوک معروف او ، یک بازی مهم در فینال NBA 2016 به یک الگوی رفتاری محبوب در شبکه های اجتماعی تبدیل شد. چهره جو بایدن در صورت جیمز و ترامپ در صورت حریفش فتوشاپ شد. جیمز هیچ اثری از معضلی که اوباما در اردن دید ، ندارد. در همین حال ، رهبران شرکت ها همچنان با غرایز اردن مانند برای مراقبت از تجارت خود و در حالی که می دانند چگونه به تصویر جدید پاسخ دهند ، مبارزه می کنند. اگر جاه طلبی برای پیشبرد پیشرفت اجتماعی در حالی که دوری از سیاست است ، به سختی می تواند به عنوان عمل گرایی برای اردن در سال 1990 شناخته شود ، دشوارتر است که آن را فرصت طلبی برای مدیران شرکت ها در سال 2020 تلقی نکنیم.

هنگامی که یک شرکت ادعاهای جسورانه ای مبنی بر “جامعه” بودن ، “رسالت اجتماعی” و “ایجاد تغییر مثبت” در جهان مطرح کرد ، اتخاذ موضع محتاطانه که مدیریت باید با سیاست های محلی یا مسائل جهانی درگیر شود ، غیرممکن می شود. مانند عدالت اجتماعی یا تغییرات آب و هوایی ، فقط وقتی استدلال های تجاری برای آن وجود داشته باشد. رهبرانی که نمی خواهند در جوامع خود اختلاف نظر داشته باشند که آیا تجارتشان ، چگونه و برای چه کسانی زندگی آنها را بهبود می بخشد ، غیرسیاسی نیستند. آنها به سادگی رهبرانی غیر دموکراتیک یا به عبارت دقیق تر ، هستند. آنها البته مشارکت گسترده را تشویق می کنند ، اما اگر نتیجه مطابق با استانداردهای آنها نباشد ، ناگهان وارد عمل می شوند و مسئولیت را بر عهده می گیرند.

رهبری سکوت را به عنوان تأیید می پذیرد – که با توجه به اینکه به ندرت تحریک می شود بسیار راحت است. اما زمانی که می شد وانمود کرد که مدیریت در سیاست در داخل و اطراف سازمان های آنها دخیل نیست ، صرفاً به دلیل اینکه کار به ندرت علنی می شد ، گذشته است.

سوال درست برای مدیران

بهتر است رهبران به جای عذاب زدن در مورد مداخله ، بپذیرند که این کار را خواهند کرد زیرا ناگزیر این کار را می کنند. س isال این است که چگونه این کار را برای سازندگان ، و همچنین برای جامعه انجام دهیم – و آنها باید بپذیرند که سکوت نیز دخالت است. از نظر دولت ، دیگر این س howال مطرح نیست که چقدر باید سیاسی باشد. این است که چگونه از نظر سیاسی خوب است. یعنی چگونگی جذب افراد در تعیین و پیشبرد هدفی ، به جای اینکه فقط آن را به آنها بفروشید.

در این راستا ، لابی ، محکومیت یا تأیید سیاستمداران نه ضروری است و نه کافی. همچنین قادر به گرفتن موضع آگاهانه نیست. مدیران باید در مورد این موقعیت بحث کنند. آنها باید بتوانند س questionsالات بزرگی راجع به محصولات و هدف خود پیدا کنند ، از جمله: چه جامعه ای می خواهید در شرکت خود و خارج از آن ایجاد کنید؟ چه چیزی ارزش ساختن دارد؟ چه کسی در آن برنده می شود و چه کسی می بازد؟ صدای کیست که بلندتر می شود؟ چه کسی غرق می شود؟

برای اینکه تجارت به عنوان یک قهرمان ثبات و پیشرفت اجتماعی جدی گرفته شود ، مدیران و اندیشمندان در مدیریت باید بتوانند در برابر کنترل سیاستمداران و روشنفکران عمومی مقاومت کنند. شاید مقایسه ی استیو جابز و ایندرا نویی با رونالد ریگان و آنگلا مرکل ، راجر مارتین و روزابت ماس ​​کانتر با ریچارد داوکینز و سیمون دوبوار عجیب به نظر برسد. اما مدیران و کسانی که آنها را مطالعه می کنند همیشه بازیگران سیاسی و بخشی از تفسیر بوده اند. آنچه جدید است این است که آنها سرانجام به همین ترتیب ، برای ما و حتی برای خود ما پخش می شوند.




منبع: mojeshargh.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>